تبلیغات
سنگ اسمانی - ****
زندگی درك همین امروز است،ظرف دیروز پر از بودن توست
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

خدمات وبلاگ نویسان-بهاربیست

****

deborah.pardisblog.com

طفلی غنوده در بر من بیمار
با گونه های سرخ تب آلوده
با گیسوان در هم آشفته
تا نیمه شب ز درد نیاسوده
هر دم میان پنجه ی من لرزد
انگشت های لاغر و تبدارش
من ناله می کنم که خداوندا
جانم بگیر و کم بده آزارش
گاهی میان وحشت تنهایی
پرسم ز خود که چیست سرانجامش
اشکم به روی گونه فرو غلتد
چون بشنوم ز ناله ی خود نامش
ای اختران که غرق تماشایید
این کودک منست که بیمارست
شب تا سحر نخفتم و می بینید
این دیده ی منست که بیدارست
یادم آید که بوسه طلب می کرد
با خنده های دلکش مستانه
یا می نشست با نِگهی بی تاب
در انتظار خوردن صبحانه
گاهی بگوش من رسد آوایش
« ماما » دلم ز فرط تعب سوزد
بینم درون بستر مغشوشی
طفلی میان آتش تب سوزد
شب خامش است و در بر من نالد
او خسته جان ز شدت بیماری
بر اضطراب و وحشت من خندد
تک ضربه های ساعت دیواری



نوشته شده توسط :مهرداد es
پنجشنبه 6 اسفند 1388-05:25 ب.ظ
نظرات() 

foot pain
چهارشنبه 15 شهریور 1396 03:42 ب.ظ
Awesome article.
foot pain
دوشنبه 13 شهریور 1396 12:43 ب.ظ
Hi! This is my first visit to your blog! We are a team of volunteers and starting a new project in a community in the same niche.
Your blog provided us useful information to work on. You
have done a outstanding job!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر